أحمد بن علي الطبرسي ( مترجم وشارح : غفاري )
5
الاحتجاج ( فارسي )
چون امّ أيمن از شهادت فارغ شد حضرت أسد الله الغالب علىّ ابن أبى طالب عليه سلام الملك الواهب نيز در محضر أنصار و مهاجر بر آن أمر بوفق شهادت امّ أيمن شهادت داد أبو بكر بعد از استماع شهادت عدلين كتاب در باب أحقّيّت و اولويّت بنت خير البشر بفدك مكتوب گردانيده تسليم حضرت فاطمه عليها سلام نمود و او را رخصت انصراف بدولت سراى ايشان فرمود در ساعت عمر با كمال شتاب و مسارعت رسيد و پرسيد اين چه كتابست در دست فاطمه بنت رسالتمآب است ؟ أبو بكر گفت كه : فاطمه در باب أحقّيّت و انحصار وراثت خود در مالكيّت فدك دعوى نمود امّ أيمن و علىّ را بر طبق دعوى شهود گذرانيد چون صدق قول ايشان بر من ظاهر و عيان است بناء عليه كتاب به جهت فاطمه ( ع ) قلمى نمودم كه هيچ أحدى مانع تصرّف وكيل شرعى ايشان در محالّ فدك نشود عمر از روى جبر كتاب از دست فاطمه بضعه ء سيّد البشر كشيده پاره گردانيد ، حضرت از آن حركت عمر بغايت غمين و اندوهگين گرديد و گريان و نالان روانه منزل و مكان خود شد و در بعضى از نسخ معتبر به نظر مترجم أحقر رسيد كه آن حضرت از شدّت استيلاى غصّه و غم در همان دم بر لسان صدق نشان جارى گردانيد كه : من مزّق كتابى مزّق الله بطنه ، يعنى آن كس كه كتاب مرا پاره كرد مكافى دانا حضرت الله تعالى شكم او را پاره گرداناد تير دعاى آن سيّدة النّساء العالمين بهدف اجابت مشحون و قرين گشته بابا شجاع الدّين شكم عمر را شكافت چنانچه در روضة الصّفا و حبيب السّير و در أكثر كتب تواريخ معتبر مرقوم و مستطر است . امّا چون روز ديگر حشر و خاور سر از مطلع مشرق بدر كرد و جهان را بنور خود منوّر گردانيد أمير المؤمنين حيدر به جهت الزام أبو بكر از خانه ء مباركه ء